محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
271
مخزن الأدوية ( ط . ج )
باب چهارم : در بيان ادويهاى كه حرف اول آنها ثاى مثلثه است فصل الثاء المثلثه مع الالف ثافسيا به فتح ثا و الف و كسر فا و سكون سين مهمله و فتح ياى مثناة تحتانيه و الف مشتق است از اسم جزيرهاى كه اول در آن يافته و از آنجا اخذ نمودهاند و آن جزيره را ثافسيس نامند و بعضى الف را حذف مىنمايند و لغت مغربى است و به يونانى مراس و به بربرى اورباس گويند . ماهيت آن : صمغ نباتى است صلب سفيد رنگ شبيه به انزروت و تلخ و بسيار تند و گياه آن شبيه به رازيانه و گل آن سفيد و تخم آن مانند انجره و اندك عريض و در اطراف شعبههاى آن اكليلى و چترى مانند اكليل و چتر شبت و بيخ آن غليظ و بسيار تند و منبت آن كوههاى سخت و در تنكابن و الموت چرن و به ديلمى تملى نامند و بيخ آن را خراشيده لبنى كه از آن برمىآيد بعد از انجماد مىگيرند و اين صلب حاد مىباشد و ( بعضى بيخ آن را فشرده عصاره آن را مىگيرند و اين اندك نرم حاد مىباشد و ) « 1 » بعضى مجموع بيخ و برگ و ساق آن را فشرده عصاره آن را مىگيرند و در ظرف سفالى خشك مىنمايند و اين متخلخل و سبز مايل به سياهى مىباشد و ضعيف القوت و بايد كسى كه اخراج دمعه آن مىنمايد لباس پوستين بپوشد و صورت و بدن خود را محافظت نمايد و يا بر بدن خود موم روغن بارد قابض بمالد و استنشاق روغن بنفشه نمايد و آن روز گرم نباشد و هوا نوزد زيرا كه چون به صورت رسد به سبب حدتى كه دارد متورم و متنفط مىگرداند و گاه رعاف مىآورد و بدان سبب مىكشد گويند صمغ سداب برّى است و غير آن است جهت آنكه سداب برّى را صفات غير آن است . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك و دمعه آن گرم تر تا چهارم و قوىترين ساير اجزاى آنست و با رطوبت فضليه گفتهاند كه يبس آن كمتر از حرارت آن است . افعال و خواص آن : محلل و منضج و جاذب قوى از عمق بدن به ظاهر جلد و مقئ و مسهل بلغم غليظ و جهت استرخاى مفاصل بارد و درد پهلو و بطلان اشتها و تحليل رياح و تفتيح سدد و داء الثعلب و اسقاط دانه بواسير و قلع آثار و انضاج و انفجار دمل نافع و آشاميدن آن با ماء العسل تا پنج قيراط مسهل بلغم غليظ و صفرا است و جهت درد پهلو و بطلان شهوت طعام و استسقا و طلاى آن جهت رفع آثار جلد و كلف و بهق نافع . ضماد آن جهت داء الثعلب و رويانيدن موى و درد پهلو و زانو و قدم و نقرس و مفاصل و امثال آن و با هم وزن آن موم و كندر جهت كمنه الدم و اسقاط دانه بواسير و قلع آثار سياهى و بنفشى و كبودى جلد به شرط آنكه زياده از دو ساعت نگذارند پس برداشته با آب دريا و يا ماء الرماد گرم كرده بشويند و با عسل جهت جرب متقرح و با گوگرد جهت انفجار ورم صلب نافع . مقدار شربت آن : از عصاره بيخ آن تا پنج قيراط و از لبن آن تا نيم مثقال . مضر حلق و معده و مقرح ، مصلح آن كثيرا و پوست بيخ آن در افعال مانند صمغ آن است و چون ريزه كرده در روغن زيتون يا روغن گاو بجوشانند جهت تقويت عصب و درد مفاصل و آشاميدن آن با احشا و غيرها جهت مبرودين و مفلوجين بغايت نافع و در رويانيدن موى مانند آن دوايى نيست و تحقين بدان جهت عرق النساء و ضماد ساييده آن با آرد جو جهت لحم مقطوع و اوجاع صدر و بعد از شش ماه قوّت بيخ آن ضعيف مىگردد . مقدار شربت : از پوست بيخ و جرم آن تا نه قيراط . بدل آن : در انبات شعر حرف بابلى و مضر مثانه و آلات بول و
--> ( 1 ) . فقط در نسخه ب